تبليغاتX
تازگی

تازگی

در دنیای امروز همچون گذشته باید به دنبال اندیشه ها . معرفتها و افکار تازه بود تا ...

سلام آشنایان تازگی  

امیدوارم سرشار از ترانه های آب و آفتاب باشید

جمعه ای دیگر هم رو به پایان است


خوشحالم که پنجمین جلسه ماهیانه تازگی هم به مثال رودخانه ای تابستانی برایم طراوت بخش بود .
محسن عزیز , بهروز نازنین , مریناز عزیز , سعیده مهربان , علی شریفی بزرگوار , الهام نازنین , پویان بزرگوار و نسیم گرانقدر خوشحالم که ...

امیدوارم ....
جای همه دوستان عزیز خالی بود .

مهدی رهبر بزرگوار ٬ عاصفه گرانقدر ٬ حمید درودیان گرامی ٬ لیدای عزیز , مریم ف آملی مهربان , محبوبه نازنین ٬فینگیل نازنین , نیمای عزیز ٬ پریای گرانقدر ٬ مریم نازنین ٬ رحیم عزیز ٬ بهاره گرانقدر , مهراوه نازنین , عاطفه نازنین , مجتبی گرانقدر , طاهر دوست داشتنی , بیتای نازنین , محمد عزیز , مسعود گرانقدر ٬مهتاب عزیز ٬ احمد بزرگوار , صهبای عزیز , دیدار نازنین , فاطمه علوی عزیز ٬مهدی فتحی بزرگوار ٬ رضا اولادی بزرگوار , پویان پشت ابر و دوستان عزیز دیگری که ...

جای همه شما عزیزان خالی بود

امیدوارم روزی ...
برایتان بهترینها را آرزو می کنم .

امیدوارم ...
تا بتوانم تازگی را در آینده ای نزدیک با تغییراتی رو به تازگی , تازه کنم !!!

راستی در جلسه امروز نغمه های دلنشین حضرت حافظ را فراموش کردیم !!!؟؟؟؟

با اجازه همگی و به نیابت از همه حاضران و غایبان به دست بوسی حضرت حافظ رفتم و ...

غزل زیر ٬ از طرف آن دردانه عشق و شور و معرفت تاریخ ایران تقدیم به همه شما و البته خود حقیرم شد .

 

شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد

بنده طلعت آ ن باش که آنی دارد

 

شیوه حور و پری گرچه لطیف است ولی

خوبی آنست و لطافت که فلانی دارد

 

چشمه چشم مرا ای گل خندان دریاب

که به امید تو خوش آب روانی دارد

 

گوی خوبی که برد از تو که خورشید آنجا

نه سواریست که در دست عنانی دارد

 

دلنشان شد سخنم تا تو قبولش کردی

آری آری سخن عشق نشانی دارد

 

در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز

هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد

 

با خرابات نشینان زکرامات ملاف

هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد

 

مرغ زیرک نزند در چمنش پرده سرای

هر بهاری که به دنباله خزانی دارد

 

مدعی گو لُغَز و نکته به حافظ مفروش

کلک ما نیز زبانی و بیانی دارد

 

تازه باشیم  

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 18:11  توسط سید مهدی سلطانی  | 

 

سلام آشنایان سرزمین تازگی

 

غروب دلنشین یکشنبه شب تابستانی اتان به خیر

 

آخرین یکشنبه از تیر ماه 1387 هم رو به پایان است .

چه زود می گذرد !!!

امیدوارم همه شما ...

خوشحالم که هنوز می توانم بنویسم و تعهدم را در حد توان اندکم نسبت به ساحت قلم ادا کنم .

نمی دانم ...

فقط امیدوارم قلمم بوی آب بدهد.

امیدوارم ...

 

اجازه بدهید امروز هم متنی را از خودم ، تقدیم به همه آنهایی کنم که سالهاست در کنار رودخانه ها اشک ریخته اند و آب را به تحسین وا داشته اند !

 

اجازه بدهید این متن را تقدیم به همه آنهایی بکنم که با بوی برگ شمعدانی آشنایند و با عطر گل رازقی همسازند و با سکوت نیمه شبهای تابستان همنوا ...

 

اجازه بدهید این متن را تقدیم به همه آنهایی بکنم که در دل شبهای سرشار از تنهایی ، با "های و هوی دل" بر می خیزند و به یاد لحظه هایی مملوء از مهر ، ضجه هایی سرشار از عشق سر می دهند و ...

 

اجازه بدهید این متن را تقدیم به همه آنهایی بکنم که ...

 

آری نوشته امروز به ظاهر غمناک است ، اما به گمانم در اعماق بی انتهایش ! نشان از پروانه هایی دارد که با همه خستگی و بی کسی ، باز هم با عشوه رنگین کمان به رقص مشغول می شوند و بزمی مستانه بر پا می کنند !!!

 

آه فکر می کردم تا غروب ...

...........................

اما نه ... !!!؟؟؟

باز هم باید فریاد بزنم !!!!

آه ای لحظه ها ، من هیچکدام از شما را نمی خواهم !!

من فقط آن لحظه ای را می خواهم که مرا به انتهای این راه ملال آور برساند .

لحظه شیشه ای مرگ !!!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 20:58  توسط سید مهدی سلطانی  | 

سلام آشنایان تازگی
صبح آخرین شنبه از تیر ماه سال ۱۳۸۷ شما به خیر

هنرمندی دیگر از سرزمین پر گهرمان بدرود حیات گفت !!!!


آری مردی عزیز ازخانه ای سبز و دشتی به نام هامون و  سرزمینی از جنس کیمیا از پیش ما رفت .


فردا ایرانیان با کسی خداحافظی می کنند که بیش از ۳۰ سال با نقشهای ارزشمندش در تلویزیون و تاتر و سینما ، خندیدند و گریستندو به فکر فرو رفتند و در یک کلمه زندگی کردند .

فردا همه ما هنرمندی را به خاک خواهیم سپرد که هنر را برای هنر می خواست و ...

کسی که از بوی مثلث زر و زور و تزویر ٬ در عمل و نه فقط در حرف بیزار بود و ...

آری خسرو شکیبای از پیش ما رفت.

برای از دست دادنش باید به یکدیگر تسلیت گفت تا شاید کمی آرام شویم و ...

روحش شاد و یادش گرامی باد .

تازه باشیم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 7:50  توسط سید مهدی سلطانی  | 

(عکسی از کوچه گندمی ٬ محل خانه مادر بزرگ و پدر بزرگم در یزد ٬ از ۶۰ سال پیش تا کنون )

 

سلام آشنایان سرزمین تازگی

شب همه شما به خیر

 

شنبه ای دیگر از فصل دلنشین تابستان رو به پایان است

امیدوارم لحظات گرمتان ٬ به بوی محبت و صدای عشق مترنم باشد

امیدوارم ...

امروز نوشته ای قدیمی از خودم را تقدیم به همه آنهایی می کنم که ...

 

تابستان است

از فشار عطش روح زندگی ، برگها یکدیگر پناه برده اند !

آب حتی فرصت لحظه ای ماندن به روی خاک ندارد!

عروج قطره ها اجباری است !

آفتاب زندگی شدید تر از همیشه می تابد ، اما همه فرار می کنند .

کبوتران به زیر شاخه درختان ، درختان به زیر سایه تیر چراغ برقها

مورچه ها به کنج لانه ها

مارمولک ها در عمق سوراخهای تو در توی پر مفهوم زمین

و ما آدمها به زیر سقفی ، سر پناهی ، سایه درختی ،

همه از تابش زندگی می گریزیم !!؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 23:57  توسط سید مهدی سلطانی  | 

سلام آشنایان تازگی

صبح تابستانی همه شما به خیر

این هفته با آزادی و با مهمترین سمبل آزادی در جهان ٬ مجسمه آزادی .

.......................................................................................

......................................................................................

تازه باشیم

سید مهدی سلطانی

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 6:30  توسط سید مهدی سلطانی  |