
سلام آشنایان تازگی
صبح بهاری همه شما بخیر
ماه خرداد است و کم کم بوی تابستان به مشام می رسد!
از کجا ؟
از رنگ برگها ، بوی گلها ، زاویه آفتاب ، شبهای خنک ، روزهای گرم ، عطر هندوانه ، طعم شیرین طالبی ، میوه های نو به نو ، بچه ها ی برگشته از امتحان ، آب شدن برف نوک کوهها و از همه مهمتر بوی خوش میوه هایی سفید و شیرین از درختهای تنومند ، دوست داشتنی و خاطره انگیز به نام میوه و درخت توت . درختی که هنوز هم در بسیاری از کوچه ها و خیابان های هر شهر و روستایی حاضر است و به همه ما تازگی می بخشد.
این همه زیبایی " تابستان در بهار" گوارای وجو همه اتان.
و اما پانزدهمین جلسه تازگی در روز پنجشنبه 31 اردیبهشت برگزار شد و جمع کثیری از دوستان قدیمی، یکبار دیگر دیدارها را تازه کردند و برای تازه تر شدن ، عهدی دوباره بستند و البته اینبار هم به دوستانی تازه سلام گفتند و از صمیم قلب آرزو کردند تا این عزیزان کاستیهای ما قدیمیها را به حرمت بوی خوش تازگی نادیده بگیرند و آنها هم کنار تازگی بمانند ، تا این سرزمین دلنشین به همت همه ما و ... روز به روز تازه تر و پربارتر و مفید تر شود.
آری در این جلسه آشنایان زیر حاضر بودند :
محسن صائمی ، پویان پارسا ، سعیده ابیانه ، مریناز مشفقی ، عباس اقلامی ، مریم خیر آبادی , نفیسه توحیدی فر ، ارغوان اشترانی ، عاطفه بلوچیان ، الهام السادات قهاری ، رضا تسلیمی تهرانی ، مهسا مهرداد ، نسیم قاضی ، مارال سلطانی ، ندا دعوتی ، امیر رحمتیان ، مسعود موسوی ، سید محمد هاشمی ، محمد طاهر علاء الدین ، ناتاشا نائلی ، انیسه جهان آرا ، حسام الدین بابایی ، عاطفه وکیلی ، پرویز علم بیگی ، ونوس وفایی ، سکینه رضایی ، علی میراب زاده ، نیلوفر امینی ، نرگس محمد نژاد ، حامد وقاری ، احمد وقاری ، میترا مظاهری ، بهمن خسرویان و امیر حسین حیدری عدلی .
و البته باز دوستان عزیز دیگری در کنارمان نبودند ، جای همه آنها در جمعمان خالی بود .
گرچه بعضی از این عزیزان روزهاست نشانی از خود در تازگی نگذاشته اند اما مطمئنم که همگی هر کجا که هستند آشنای تازگی و همراه آن خواهند ماند و در اولین فرصتی که بتوانند بار دیگر ٬همچون فضای دل ٬ در ظاهر هم ، به سلام تازگی پاسخی شیرین می دهند .
آری کاش این عزیزان هم در پنجشنبه گذشته در کنارمان بودند :
عمو محمود ، دکتر مشفقی ، پریا ، بهروز علم بیگی ، بهاره افقه ، لیدا یعقوبی ، مریم فولاد آملی ، محمد علی شریفی ، محبوبه اسدی ، نیما کبیری ، عباس رضوانی ، سارا علم بیگی ، بیتا امامی ، محمد رحمتی ، حدیث ، مهراوه ، سعید ، صهبا غروی ، مهتاب عابدینی ،عاصفه ا... وردی ، حمید رضا درودیان ، سمیرا ، محمد مهدی رهبر ماه و ...
و اما در جلسه پانزدهم علاوه بر تازه شدن دیدارها به مسائل زیر پرداخته شد :
1- بیان خلاصه کتاب "زن تاریخ" و نکات ناگفته آن در قسمتِ "خلاصه مکتوبِ موجود در سایت" توسط دوست عزیز و گرامیمان نفیسه توحیدی فر .
2- بحث و تبادل نظر جمعی دوستان حاضر در مورد بخشهای مختلف کتاب از جمله : دوران مادر سالاری و پدر سالاری ، مقایسه ایران باستان با زمان فعلی ، تواتر وضعیت نامطلوب زنان از گذشته تا حال ، تمایزات حقوقی دوره های مختلف ایران باستان با یکدیگر و نکات مهم آن ، ویژگیهای زن دشتان و بار معنایی آن ، تفاوتهای نقشهای اجتماعی و حالات فردی زنان و مردان و چرایی آن ، حضور زنان در ادبیات منظوم ایران و به طور مشخص در شاهنامه فردوسی ، زنان ایران قبل از ورود اسلام و بعد از آن و ....
3- پرداختن به بحث مهم "جامعه شناسی معرفت" و تبیین ضرورت توجه به این علم مهم در تحلیلهای اجتماعی و مطالعات تاریخی برای دستیابی به نتایجی دقیق تر ، راهگشا تر و نزدیکتر به واقعیت.
4- بررسی اجمالی عکسهایی مربوط به آموزشهای نظامی زنان و دختران در کردستان عراق.
5- بررسی اجمالی عکسی مربوط به پوشش مقامات زن و مرد ایالات متحده آمریکا.
6- بررسی دو ضمیمه روزنامه همشهری با عنوان " زندگی " .
و ...
در پایان لازم می دانم تا یک بار دیگر از خانواده پویان پارسای عزیز بالاخص خود او که زحمت فراهم کردن مکانِ جلسه این ماه را هم تقبل کردند سپاسگزاری کنم.
و از مارال ، ندا و نسیم عزیز که زحمت پذیرایی دلنشین جلسه این ماه را کشیدند نیز قدردانی ویژه داشته باشم.
......................................
جلسه شانزدهم تازگی
جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۹ صبح با موضوع اصلی : بررسی کتاب "زن در آیینه جلال و جمال"
آیت ا... جوادی آملی برگزار خواهد شد.
امیدوارم از هم اکنون برنامه ریزی لازم برای حضور در جلسه را انجام دهیم.
.....................................
مانند همه جلسات تازگی ، حسن ختام این جلسه نیز با غزلی ناب از حضرت حافظ بود که توسط دوست عزیزمان ارغوان اشترانی قرائت شد :
حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند
محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند
ما بِدان مقصد عالی نتوانیم رسید
هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند
چون مِی از خُم به سبو رفت و گُل افکند نقاب
فرصت عیش نگهدار و بزن جامی چند
قند آمیخته با گُل نه علاج دل ماست
بوسه ای چند برآمیز به دشنامی چند
زاهد از کوچه رندان بسلامت بگذر
تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند
عیب مِی جمله چو گفتی هنرش نیز بگو
نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند
ای گدایان خرابات خدا یار شماست
چشم اِنعام مدارید ز اَنعامی چند
پیر میخانه چه خوش گفت بِدُردی کِش خویش
که مگو حال دل سوخته با خامی چند
حافظ از شوق رُخ مِهر فروغ تو بسوخت
کامکارا نظری کن سوی ناکامی چند
تازه باشیم