تبليغاتX
تازگی

تازگی

در دنیای امروز همچون گذشته باید به دنبال اندیشه ها . معرفتها و افکار تازه بود تا...

 

( قسمت دوم و سوم خلاصه کتاب در زیر این پست منتظر حضور گرانقدر شماست)

سلام آشنایان تازگی

ظهر تابستانی بیست و دومین روز از مرداد ماه همه شما بخیر و نیکی .

شمایی که روز به روز بر آگاهی و روحیه آزادی خواهی خود می افزایید تا زوایای سیاه ٬ پنهان و آشکار صاحبان سفله و سفله پرور مثلث زر و زور و تزویر را بشناسید و از آنها به هر نامی که باشند - حتی به نام خدا- برائت جویید و همچون گلهای آفتابگردان روبروی آفتاب حقیقت بایستید و خود را به آزادگی واقعی نزدیک و نزدیکتر سازید.

بعد از وقفه ای دو ماهه باز به سراغ گنجینه جانبخش کتاب می رویم و خلاصه بیست و سومین کتاب از مجموعه ۲۵ کتاب تازگی را از روی صفحه دل انگیز این سرزمین دلنشین به نظاره می نشینیم و با    آموزه های آن همراه می شویم.

..................................

نام کتاب: تاریخ هیچکس(بررسی جایگاه زن ایرانی در عصر افشاریه و زندیه) - ۲۶۴ صفحه

نویسنده: دکتر بنفشه حجازی

ناشر: انتشارات قصیده سرا- چاپ اول - ۱۳۸۵

خلاصه کننده : دوست عزیز و گرامیمان صهبا غروی

............................................

تاریخ آشکار و خفای نوشته شده در سطور این کتاب همچون کتب تاریخی گذشته درسهای فراوانی به ما می دهد .

در این کتاب با جنگها ٬ مناسبات سیاسی ٬معادلات اجتماعی و نوع حکمرانیهایی آشنا می شویم که در این روزها نیز حتی با شکلی اسف بارتر در صحنه جامعه ایران جاری و ساری اند .

 همه آموزه های این کتاب دریچه ای دیگر از چرایی پدیداری وضعیت اجتماعی - سیاسی ایران به طور عام و وضعیت زنان ایران به طور خاص را به ما نشان می دهند .

امیدوارم ....

....................................

-خلاصه این کتاب نیز در سه پست مجزا که تا پایان نیمه شب فردا آماده خواهند شد به محضر شما تقدیم می شود.

- به سهم خود از زحمت صهبای عزیز در خلاصه نمودن این کتاب که متن آن به دلیل اقتباس از کتب تاریخی قدیمی ٬ از ادبیاتی سخت برخوردار است ٬سپاسگزارم.

.......................................

در ضمن شانزدهمین جلسه ماهانه تازگی نیز بعد از دو ماه تاخیر درپنجشنبه ۲۹ مرداد ساعت ۱۵ تا ۱۹ منتظر حضور همه شما خوبان است.

.......................................

تازه باشیم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 14:18  توسط سید مهدی سلطانی  | 

خلاصه کتاب بیست و سوم - قسمت دوم:

نام کتاب: تاریخ هیچکس(بررسی جایگاه زن ایرانی در عصر افشاریه و زندیه) 264 صفحه

نویسنده: دکتر بنفشه حجازی             ناشر: انتشارات قصیده سرا

خلاصه کننده : دوست عزیز و گرامیمان صهبا غروی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 13:54  توسط سید مهدی سلطانی 

خلاصه کتاب بیست و سوم - قسمت سوم

نام کتاب: تاریخ هیچکس(بررسی جایگاه زن ایرانی در عصر افشاریه و زندیه) - ۲۶۴ صفحه

نویسنده: دکتر بنفشه حجازی                   ناشر: انتشارات قصیده سرا- چاپ اول - ۱۳۸۵

خلاصه کننده : دوست عزیز و گرامیمان صهبا غروی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 13:11  توسط سید مهدی سلطانی 

سلام آشنایان تازگی
نیمه شب همه شما بخیر
شمایی که وجودتان سرشار از مهر است و نفستان مملوء از گرمی

نمی دانم اگر لطف خدا و عشق نزدیکان و مهردوستان "آب سیرت" نبود , چگونه امکان داشت که آرام بود و در جستجوی خویشتن ، امیدوار.

آری "آرام" ٬  آن هم در روزگاری که صاحبان "مثلث زر و زور و تزویر" , شدید تر از همه تاریخ , به نام    علی(ع) دروغ می گویند , به نام فاطمه(س) عزاداری می کنند , به نام حسین(ع) شکنجه می دهند و به نام مهدی(عج) جشن می گیرند ٬ فقط و فقط برای آنکه بر کیسه های سیم و زر خود بیفزایند و صندلی های پوسیده و بی وفای سیاه و قرمز خویش نگهدارند.

غافل از آنکه ...

نمی دانم ماه زیبا , کامل , آتشین و دلسوخته امشب را دیدید یا نه .

امشب شب غریبی است

می گویند نیمه شعبان است

اما ...


لحظاتی بعد از غروب آفتاب در پشت بام منزل بودم و از آنجا با ماه درد دلی جانانه  کردم.
نمی دانم چرا نا خودآگاه چهره تک تک شما عزیزان جلوی چشمانم بود و ...

ماه امشب به من گفت : ...
مطمئنم او حرفهایش را به شما هم زده است , کاملتر و دلنشین تر.

پس من جسارت نمی کنم. 

تنها اجازه دهید بخشی از درد دل خود با ماه را٬ البته به زبانی دیگر برایتان باز گو نمایم تا شاید ...

............................

اهل ایرانم


اشکهایم جاریست!
دستهایم خالیست!

خنده ام رویاییست!

 

من در این لحظهِ یکرنگیِ مهتاب و سپهر

و در این بزمگه پر شده از دیده و مهر


همچنان ناظر این همهمه و جالیزم!
متحیر ز سیاهیِ رخِ محکمهِ کاریزم!

 

با خودم می گویم:

گرچه در صفحه تقویم زمان

جای تابستان است

لیک 

پشت پنجره ها

طرح پاییزان است  


بادها در راهند
برگها ریزانند

و چه زیبا می خوانند

همچو آن شاعرِ دلزندهِ پیر

 با همه مردم شهر  

از ته جان    

 با درد

 کوبنده

سوزنده

محکم می خوانند   

که هوا بس سرد است 

جانِ این خاک اما

همچو آتش گرم است

 

از همین روست که من 

در دلِ این شب

و به شوق فردا 

که بسوزد سرما

باز هم در راهم

 

و در این محبسهِ تنگِ زمین

و اندر این رزمگهِ بی نفسِ خوشه و مین
همچنان آزادم

با همه زشتیِ شهر

باز هم آرامم


اهل آتشکده دل
اهل هر بیشهِ عصیان زدهِ بی نامم.

.............................................................

امشب نور مهتاب در همه جا حاضر است

حتی در وسط اتاق !

تازه باشیم

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 3:2  توسط سید مهدی سلطانی  | 

سلام آشنایان تازگی
صبح همه شما بخیر


بهترینها را با قطعه ای تازه ٬ تقدیم می کنم به همه شما خوبان
و به همه آنهایی که به خود اجازه نمی دهند حتی در منجلاب دوران ٬ پیوندی به نازکی تاری از مو ٬
 با صاحبان روسیاه "مثلث زر و زور و تزویر"  داشته باشند.
..............................................

سلام ای صبح
ای طلایه ی بودن
و ای آغاز "شدن"
تا به حال هیچکس به یاد ندارد
که نامه رسانی
نامه ای
با محتوایی
با شکلی
با طرحی
زیباتر از پیام تو
آن هم
نه به یک نفر
بل به انبوهی از چشم انتظارانی داده 
که در کرانه افق ایستاده 
و
با دریایی از وجود , فریاد انتظار سر داده باشند!
آری
امروز هم آمدی
همچو روزهای پیش
سر ساعت
بی لحظه ای تاخیر

بی مزد

بی منت
و من برای همین است که همیشه می گویم :
تو معرکه دورانی!

 
ای زیباترین جلوه هستی
و ای رویاییترین نغمه گیتی
با لبهای خشکیده ام

بوسه می زنم

بوسه هایی ناب


بر طره های لاجوردی و آتشین "سلامت"
بر سرانگشتان گسترده به وسعت زمینت
بر قامت رعنا و زیبای آسمانت
بر سرخی گونه های سرشار از لطافتت
بر قطره قطره از شبنم روح بخش سرشاخه هایت
بر ...
آری بوسه می زنم بر قطعه قطعه از کلام گوارایت
تا شاید خنکای گرمای تنت
 مهرت
 لطفت
 آشناییت
 بکارتت
و حتی ...
مرا آرام
آرام تر از هر رام
به ساحل مواج شب برساند

به آن سوی "بودن"

به لحظه ناب "شدن"


از جانب تو شکی ندارم
لیک خود را ندانم
اما نه!

صدایی است که مدام می گوید: 


با تو بودن پاداشی خواهد داشت
که آن "آرامش جان"

تا انتهای شب است!
.................................

تازه باشیم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 7:40  توسط سید مهدی سلطانی  |