تبليغاتX
تازگی

تازگی

در دنیای امروز همچون گذشته باید به دنبال اندیشه ها . معرفتها و افکار تازه بود تا...

سلام دوستان تازه تازگی

 

پست درد آور و البته آموزنده دیروز تازگی ، هممون رو ...

اما اشکال نداره ، باید دونست ، تا آگاهانه اندیشید و راهی یافت وبا اطمینان حرکت کرد ...

و اما تازگی خیلی دیر شده امروز ،

دیر ٬ اما به نظرم ...

تا قبل از اینکه برای اولین بار رابطه دولت و جامعه از دیدگاهی جامعه شناسانه توسط جناب کارل مارکس ( این ملحد ؟! خدانشناس ؟! کافر ؟؟!! ) که هم پدر و هم مادرش از تبار روحانیان کلیمی اروپا بودند !!! مورد بررسی قرار بگیره ، نظرات دلسوزانه و غیر دلسوزانه فراوانی در تاریخ و در گوشه گوشه جهان مطرح شده بود که اونها رو تا هر جا که توان باشه در قالب پستهای تاریخی باهم به بحث خواهیم نشست . اما در طول این 125 سالی که از در گذشت جناب مارکس گذشته ، جهان از هر لحاظ که فکر کنیم ، به گونه ای با او در ارتباط بوده ؟! ( وای که یه نظر تازه چه می کنه !!!)  در این میان علم جامعه شناسی سیاسی هم تحول شگرفی رو به خود دیده ، تحولی غیر قابل انکار و البته از نظر تازگی رو به جلو و توسعه ( که در مورد اون هم صحبت خواهیم کرد )

در این فضا فعلا نمی خوام اندیشه های جامعه شناسی سیاسی رو ، به صورتی آکادمیک به بحث بنشینم ، اما به نظرم دانستن اونها به شکلی تازه ، برای هیچکس ، بالاخص همراهان تازگی خالی از لطف نیست ، بنابراین تازگی سعی می کنه از امروز به اونها نیز اشاره کنه :

بیایید این سلسله بحث شیرین رو از امروز با یک مثال خیلی شیرین شروع کنیم!!! :

شما اگه از یک ماست بند !! پیری که تو روستاهای یزد یا آمل یا رشت یا سنندج یا چا بهار یا ماهشهر یا ... زندگی می کنه بپرسید : مادر یا پدر : ماست رو چه جوری درست می کنی ، چی می گه ؟ خوب معلومه ! همون راهی رو می گه ، که هممون توی درس حرفه و فن راهنمایی هم خوندیم و امتحان کردیم ! و مزش رو چشیدیم ! ( یادش به خیر )

 حالا تشریف ببرید توی پیشرفته ترین کارخونه های تولید ماست توی دانمارک و آلمان و استرالیا و... و از مهندسان خط تولید اونها بپرسید : آقا یا خانم مهندس تحصیل کرده تو بهترین دانشگاههای دنیا ، عذر می خوام : شما این انواع ماستهای هیجان آور میوه ای و غیر میوه ای و شکلاتی و پرچرب و کم چرب و خامه ای و رنگ و وارنگ و ...  رو چه جوری تولید می کنید ، با نا باوری ؟!!  می بینید ، اصول ماست بندی اونها با اون پیر زن دوست داشتنی روستای پشت کوههای یزد و ... هیچ فرقی نداره ؟!! فقط اینجا ، جای پای تکنولوژی و تکنیک باز شده و تنوع و پاسخ گویی به انواع سلیقه و بازار یابی و بسته بندی شیک و ... ( و الا اصول تولید جناب ماست همونه که همونه !!! )

اگوست کنت پدر جامعه شناسی نوین می گه : علومی مثل علوم ستاره شناسی ، ریاضیات ، فیزیک ، شیمی ،پزشکی و ... و البته با اجازه این متفکر فرانسوی قرن 18 ، علم ماست بندی ، علومی هستند که زودتر به مرحله اثباتی رسیدند !!!؟؟؟

می دونید یعنی چی؟

 یعنی هر علمی که زودتر، بشر باهاش آشنا شده ، زودتر به زوایای مختلفش پی برده ، بیشتر باهاش کلنجار رفته ، بیشتر در موردش فکر کرده و تحقیق کرده و البته اون علم هم ، کمتر به مسائل حساسی که، مربوط به حضرات ثروت و قدرت می شده ، می پرداخته ، راحت تر به سر انجام رسیده و به قول اگوست کنت زودتر اثبات شده ، زودتر حلقه های مکشوفش کشف شده و زودتر همه پذیرفتن که آقا یا خانم : اصول این علم ، با این مختصات ، با این ویژگیها ، برامون اثبات شد و کم کم بدیهی !!

 اگر بخوایم برای فهم بهتر، همون جناب ماست رو مثال بزنیم ، می شه اینطوری گفت که :

 دیگه برای همه اثبات شده است که آقا ، یا خانم  :

1-    ماست چیه ؟( دیگه کسی نمی تونه پنیر رو به جای ماست بفروشه ؟! )

2-    ماست چه ویژگیهایی داره ( یعنی همه می دونند که ماست سفیده و اگه رنگیشم هست ، حتما یه چیزی قاتیش کردن ، حالا یا با نیت خیر یا با نیت شر ؟!)

3-    ماست چه جوری درست می شه ؟ ( هر دانش آموز سال دوم راهنمایی می دونه که اگر این مراحل رو به ترتیب و منظم و با دقت انجام بدی ، ماست تولید می شه ، بنابراین اگه ببینه ، شما داری به جای مایه ماست ، شکلات به شیر اضافه می کنی ، با اینکه شکلات رو خیلی دوست داره ، اما می گه : آقا یا خانم : من شکلات خیلی دوست دارم ، اما الان می خوایم ماست درست کنیم !! این راهش نیست ؟!؟ )

4-    آدم امروز، علاوه بر اطلاع ، نسبت به لذت مربوط به مزه و طعم و ویژگیهای فیزیکی و ظاهری یک ماست ، این رو هم خوب می دونه که ماست براش چه فایده هایی داره  و دیگه واقعا فهمیده که اگه مثلا روزی یا هفته ای ، یک کاسه ماست نخوره چه آینده ای منتظر بدنشه که با هزار کیلو گوشت و سبزی و مرکبات هم قابل جبران نیست ؟!....

حالا همین رو در مورد آزادی ؟! مورد تصور قرار بدین ؟!

 

از میان انبوه سوالات ، فقط 3 سوال ؟

1-    اصلا آزادی چیه ؟

2-    آزادی رو چه جوری ، تحت چه شرایطی و با ایجاد چه میکانیسمی و با چه ساختاری می شه به دست آورد ؟

3-    آقا یا خانم ، اگه یک لحظه قرص آزادی رو با همه وجود استشمام نکنیم چی می شه ؟!

    اصلا قراره اتفاق خاصی بیفته ؟! و اگر آره ، اون اتفاقا چیا می تونن باشن ؟!

و ..............................................

برای همینه که اگوست کنت می گه علم ماست بندی و ریاضیات و ... !؟ به مرحله اثباتی رسیدن ، اما علم اجتماعی که از نظر او از همه علوم پیچیده تره !؟ ( چون جوانتره و بسیاری از دریچه هاش هنوز نامکشوفه و چون به همه زوایای جسم و روح و فیزیک و روان و خانه و بیرون و خلوت و حضر و ... آدم مربوط می شه ) هنوز اثبات نشده و در مرحله تکامل و رشد و چالش و دعوا و...قرار داره ؟!

برای روشن تر شدن موضوع باز این مثال رو می زنم که درسته که هنوز زوایای بسیار کشف نشده ای از همه علوم باقی مونده که کشف هر روزه اونها دنیا رو شیرین می کنه و زندگیها رو بهتر ، اما : امروز دیگه کسی رو ، به خاطر نظریات نجومیش تکفیر نمی کنند !؟ به خاطر کشف پنی سیلین مورد عتاب قرار نمی دن ؟! به خاطر یافتن فرمول جدیدی تو علم میکانیک و ... به زندان نمی فرستن ، به خاطر تولید یه بذر جدید با عملکرد بالا، نمی گن تو کار آ خدا دخالت شده و باید سرش رو ببریم ؟! و ... و اونها رو معاند با خدا نمی دونند و...

 بلکه امروز نوبت علوم اجتماعیه که اگه حرف تازه ای زدی باید آماده همه چیز حتی طرد شدن از طرف نزدیکترین کسان و دوستانت هم باشی ؟؟!!! ( آه که چقدر این حس سخت و دردناکیه که تازگی با همه وجود اون رو درک کرده ؟!)

...

شاید براتون جالب باشه که بدونید از نظر کنت ، پیشرفته تر از علم اجتماعی ، علم اخلاقه ؟!

( فقط به مسئله نسبی بودن اخلاق یا مطلق بودن اون فکر کنید و تغییراتی که تو دنیا داره ، این مقوله رو به چالش می کشونه )

همه اینا رو گفتم تا بگم علوم اجتماعی رو نمیشه با متدی که از خارج از مسیر علمی به دست اومدن بررسی کرد و به راحتی در موردشون به نتیجه رسید ( درسته که هنوز مثل نجوم و ریاضیات به مرحله اثباتی شده نرسیدند ، اما چارچوب علمی مشخصی دارند که هم شیرینه و هم راهگشا که سالها برای به دست اومدنش تلاش شده و خون دل خورده شده و می شه ازشون بهره مند بود ، البته اگر بخوایم تازه باشیم !؟ ) .

تو این راه ، تاریخ ، فلسفه ، روانشناسی ، الهیات ، مردمشناسی ، معرفت شناسی ، علوم سیاسی و حتی ریاضیات و فیزیک وشیمی و نجوم و ... دست به دست هم دادند تا به این علم اجتماعی کمک کنند تا جامعه انسانی در هر سطحی که هست ، از یک جامعه کوچک روستایی گرفته تا یک جامعه جهانی ، بهتر اداره بشه و انسان رو به اون سمت ببره که بفهمه چرا :

 

         آسمان بار امانت نتوانست کشید      قرعه کار به نام من دیوانه زدند .

 

تازه باشیم .  

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 23:59  توسط سید مهدی سلطانی  | 

سلام

خیلی دیر شد ، نمی دونم چرا ؟!

1- امروز صبح بعد از چند روز اشعه های آفتاب رو روی گل های رز یخ زده حیاطمون دیدم ، خنده رو از عمق وجود گلبرگهای همشون حس کردم ، چه لبخند معصومانه ای داشتند ، با اجازه از مادر طبیعت تک تکشون رو بوسیدم !؟

شب موقع برگشت به خونه ، هلال زیبای ماه رودیدم که بعد از چند روز از پشت ابرها بیرون اومده بود و همچون آتشی گداخته نور افشانی می کرد ، نمی دونم چرا یکدفعه حس کردم داره به هممون سلام می کنه و ...

عجب طبیعت دل انگیزیه ، شاید میلیونها ساله که همینطور پاک و دلنشین و مهربون ٬ برای ما انسانها زیبایی خلق می کنه و ...

نمی دونم چرا یک لحظه حس کردم یک چند مدتیه که با اون خیلی غریبه تر شدم ، دیگه نمی تونم از گرمای وجودش، خیلی ، بهره ببرم و...

 یاد این بیت زیبا ازحضرت  مولانا افتادم که :

 

                 جمله اجزاء زمین و آسـمان                با شما گویند روزان وشبــان

               ما سمیعیم و بصیریم و هشیم           با شما نا محرمان ما خامشیم

 

واقعا مگه می شه ٬خورشید و گلها و درختان و ستارگان و ماه و برگ و خار و خاشاک و ... شنونده و هوشیار و بیننده باشند ، اما من ...

 

2- در علوم اجتماعی دو نوع انسان داریم :

 

     انسان طبیعی یا nature human        

     انسان اجتماعی یا       social human

پشت پنجره اتاقم ایستاده بودم و به هلال زیبای ماه نگاه می کردم و در مورد این دومفهوم فکر می کردم .

سالیان دور که انسانها به صورت ابتدایی در غارها زندگی می کردند ، نه شهری بود ، نه روستایی ، نه تمدنی !؟

نوع رفتار ، مناسبات ، ارتباطات ، شیوه زندگی ، و در واقع همه آنچه که از دنیا می فهمیدند به گونه ای بود که ما امروز به اونها می گیم انسانهای اولیه ؟!

به تاریخ ( برای مثال تاریخ تمدن ویل دورانت ) اگر مراجعه کنیم ، این ویژگیها را به خوبی می بینیم ( در مورد اونها در آینده بیشتر صحبت می کنیم )

اما انسان در مسیر حرکت خود درتاریخ ٬کم کم ٬به سمت اجتماعی شدن حرکت کرد ، کم کم ٬ خود رو از در خود ماندن رها کرد٬ تا به تازه ها برسه و ...

اون انسان طبیعی ، کم کم یک گوشه هایی از تمدن و فرهنگ به معنای امروزیش رو شناخت و ذره ذره تلاش کرد تا با اونها اجتماعی تر بشه ٬ اون خیلی چیزها رو از ادیان بی پیرایه٬ علم زلال ٬ تجربه ناب و... یاد گرفته بود ٬ اما تا همین اواخر ٬ هنوز تفاوتهای دینی ، مذهبی ، نژادی ، قومی ، ملی ، جنسی ، و ...  براش مهم بود و ...

کم کم ٬ تو یه مسیر طولانی تاریخی و به واسطه ریخته شدن خونهای فراوون و ... ( در موردش صحبت خواهیم کرد ) اون ارزشها جای خود شون رو به تفاوتهای اخلاقی ، علمی ، رفتاری و منشی دادند و ..................

اما هنوز :

 یک کم به جهان نگاه کنیم :

 چه کسی باور می کنه که تا سال 1967 سیاهان در ایالات متحده آمریکا حق رای نداشتند ، چه کسی باور می کنه که حتی زنان آمریکا و اروپا همگی تا قبل از قرن نوزدهم و بیستم حق رای نداشتند ؟!

چه کسی باور می کنه که هنوز صاحبان مذاهب مختلف از جمله مذاهب دین اسلام تو قرن 21 ٬خودشون رو حقیقت مطلق می دونند و دیگران را تکفیر می کنند !؟

چه کسی باور می کنه که تو قرن 21 هنوز در اقصی نقاط جهان زن در اسارت مرد و در اسارت طبیعت خود ٬ مفلوک باقی مونده و به تبع اون مرد هم ... ؟!

چه کسی باور می کنه که هنوز تو خیلی جاها ٬مرزها ی جغرافیایی ٬همچون زندانهایی، مردمی رو که فقط یک شناسنامه خاصی دارند جزئ خود می دونه و  در خود محصور کرده و... .

چه کسی باور می کنه که :

ایران ماامروز .............................................................................................

به چهره ماه دوباره نگاه کردم ، دیدم داره برای ما اشک می ریزه !!!

 آهسته به من گفت : آخر تا کی ؟! طبیعی بودن بس نیست ؟؟؟

خجالت کشیدم .

گفت خجالت نکش ،!!!

 تازه باش و حرکت کن

گفتم ...  

  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 23:56  توسط سید مهدی سلطانی  |